#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_479


اگه هر کس دیگه ای بجز آریان بود می گفتم مگه کوری نمیبینی؟ اما فقط سرم رو تکون دادم.

آریان: شرمنده تقصیر منه یادم رفت تلفن رو از برق بکشم. خوبی عزیزم؟

دوباره سرم رو تکون دادم.

لبخند زد و از اتاق خارج شد و یکم بعد با یه ظرف برگشت و گفت:

- بخور تا حالت بهتر شه. حداقل جون بگیری بتونی حرف بزنی.

یه نگاه به ظرف انداختم. نمی دونستم چیه. یه قاشق ازش داخل دهنم گذاشتم که شیرینیش دلم رو زد و گذاشتمش روی میز کنار تخت. با اخم ظرف رو برداشت و خودش قاشق قاشق دهنم گذاشت و وادارم کرد تا آخر بخورم. با دوباره زنگ خوردن گوشی به طرف گوشی رفت.

فهمیدم داره با مامان حرف میزنه. با برگشتنش گفت:

- شانس رو می بینی؟ با این حالت باید ببرمت باغ. سیزده به در. به مامانت گفتم نمیایم پری خسته ست گفت: « شکون نداره سیزده به در آدم تو خونه باشه. نحسی میاره» هر چی هم باهاش حرف زدم فایده نداشت. می خوای خودت باهاش حرف بزنی؟


romangram.com | @romangram_com