#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_467
- لازم نکرده واسه من جبران کنی. لحظات رمانتیک من و سارا رو بهم بزنی من می دونم و تو. از الان ادای خواهر شوهر های سیریش رو در نیار دیگه.
خندیدم و گفتم:
- خیلی پرویی ... خودت الان دقیقا همین کار رو کردی.
پدرام: قیافه ات رو وقتی داشتی می رفتی پیشش دیدم ... تقصیر من که نجاتت دادم.
زد رو دستش و ادامه داد:
- بشکنه این دست که نمک نداره.
همزمان آریان اومد داخل آشپزخونه و دستش رو بالا برد و گفت:
- الهی آمین.
romangram.com | @romangram_com