#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_463
آریان: پدرام گمشو بیرون ...
پدرام: خب بابا ... حرص نخور ... خودم وساطتت رو می کنم.
و بدون اینکه خجالت بکشه از اینکه بد موقع سر رسیده رو به من گفت:
- آبجی تو ببخشش ... خامی کرد ... بچگی کرد ... دیگه از این غلطا نمی کنه ... اگه تو بهش اعتماد نداری من بهش اعتماد کامل دارم. هر چی نباشه چند ساله که دوستمه.
آریان چشماش رو تا آخر باز کرد و گفت:
- تو گوش ایستاده بودی؟
پدرام: آره ... گفتم اگه کار به گیس و گیس کشی کشید بیام جداتون کنم.
بلند خندیدم که پدرام گفت:
romangram.com | @romangram_com