#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_423
- غذات رو بخور که عصر می خوام خانومم رو ببرم گردش.
خواستم لقمه رو از دستش بگیرم که گفت:
- آ..آ ... نداشتیم. خودم می خوام بهت غذا بدم.
از رفتار آریان تعجب کردم . چشم هام رو تا حد ممکن باز کردم و با صدای خش دار گفتم:
- از کی تا حالا انقدر مهربون شدی؟
لقمه رو داخل دهنم گذاشت و همونطور که لقمه بعدی رو آماده می کرد زیر لب گفت:
- از وقتی اعترافای یه دختر بچه لوس رو شنیدم.
خودم رو به نشنیدن زدم و لقمه بعدی رو از دستش گرفتم. اما با هضم حرفش و نوشیدنی که دیشب خورده بودم از روی اپن پایین پریدم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com