#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_417
- آره عزیزم واقعنی ...
وارد اتاق شدیم. روی تخت نشوندم و مشغول در آوردن کفش هام شد. ناخودآگاه انگشتای دستم رو بین موهاش فرو کردم و مشغول نوازش موهاش شدم. دستم رو گرفت و مجبورم کرد روی تخت دراز بکشم. ملحفه رو روی بدنم کشید و گفت:
- بخواب عزیزم. حالت خوب نیست بخواب ...
دست هام رو دور گردنش حلقه کردم و گفتم:
- می خوام پیش تو بخوابم آریان. میشه؟
کنارم دراز کشید و گفت:
- آره عزیزم بخواب.
خواستم گونه اش رو ببوسم ولی حس اینکه تا گونه اش خودم رو بالا بکشم نداشتم. گردنش رو بوسیدم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com