#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_40

- ا خب دیر میشه اصلا سولماز کو؟

سارا: سولماز نمیاد. الکی گفتم. به مامانتم گفتم دوتایی میریم.

- خب پس چرا نشستی؟

سارا: من با تو نمیام بیرون با این تیپ جلفت اصلا کی گفت تو آماده شی؟

به هزار بدبختی سارا رو از سر جاش بلند کردم و رفتیم خیابون نظر که پاساژ ها و فروشگاه های زیادی داشت. کلی هم خرید کردیم. با اینکه قبلش به سارا گفته بودم خرید نکنیم ولی واقعا با دیدن بعضی از لباس ها و کیف و کفش ها نمی تونستم رو حرفم بمونم.

- سارا من خسته شدم پایه ای بریم کافی شاپ؟

سارا: پری دیوونه شدی؟ اون بارم رفتیم همه دختر پسر بودن خیلی ضایع بود.

- ا خب بیا دیگه حال میده. میریم زل می زنیم بهشون قیافه هاشون جالب میشه کلی می خندیم.

سارا: با این یکی موافقم ولی گفته باشم بعد نمیای بین من و پدرام بشینی از این اعمال خبیثانه انجام بدیا ...

romangram.com | @romangram_com