#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_397
اما خشکش زد. هر لحظه اخمش بیشتر می شد. وا این چش شد؟ دستش رو آورد سمت صورتم و دسته ی موهام که از کنار شالم بیرون ریخته بودم رو گرفت و گفت:
- اینا چیه؟
آهـان.بگو ... بچه ام غیرتی شده بود ... خواستم جو رو عوض کنم. چشمام رو چپکی کردم و به دستش نگاه کردم و گفتم:
- به نظرم مو باشه.
موهام رو کشید و گفت:
- ا؟ جدی؟
- آخ ... آخ ... نکن آریان. دردم میاد. مگه چیه؟
موهام رو برد پشت سرم و فرو کرد داخل مانتوم و گفت:
romangram.com | @romangram_com