#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_393
با دستش محکم شونه هام رو گرفت و همونطور که دنبال خودش می کشوندم، گفت:
- فعلا وقتشه تو رو تنبیه کنم ضعیفه ...
شروع کردم به تکون خوردن و جیغ زدن. اون هم با صدا می خندید. داد زدم:
- کوفت ...
با دستش محکم زد تو کمرم . جیغ زدم:
- کمک ... کمک ... هلپ ... هلپ ...
صدای خنده اش بیشتر شد. شونه هام رو رها کرد و همونطور که دماغم رو می کشید گفت:
- مماختو می کشم که ادب شی دیگه با شوهرت از این کارا نکنی ... همون دیشب هم کاریت نداشتم.
romangram.com | @romangram_com