#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_380
- هان چته؟
آریان: هیچی عزیزم. یاد اون شبی افتادم که واسه اولین بار اومدم خونتون. الان یادم افتاد که تو همیشه آروم غذا می خوری.
ذهنم دنبال اولین شام خوردن من و آریان در کنار هم می گشت. وای چه افتضاحی ... اولین بار همون شبی بود که خیلی گرسنه ام بود و مثل قحطی زده ها کباب ها رو چیده بودم رو بشقابم.
دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و همزمان با هم صدای قهقهه مون به هوا رفت.
کم کم از دستم عصبی شد. بشقاب رو از رو میز برداشت و گفت:
- پریناز بسه دیگه چقدر می خوری؟ بریم بخوابیم دیگه ...
یه نگاه به ساعت انداختم و گفتم:
- کی تا حالا دیدی من ساعت نه برم بخوابم؟
آریان: پاشو حداقل لباسات رو عوض کن.
romangram.com | @romangram_com