#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_372
از حق نگذریم این بار حق با ندا بود. تازه می خواستم با ندا جون درد و دل کنم که صدای بلند آریان مانع شد.
آریان: پریناز داری چیکار می کنی؟ سه ساعته رفتی اون تو ... بیا حولته ام بگیر باز جا گذاشتی.
وای لعنت به مخ من ... آروم در حمام رو باز کردم و دستم رو بردم بیرون و گفتم:
- ممنون حوله ام روبده.
صدایی نیومد. دستم رو بیشتر از لای در بیرون فرستادم و گفتم:
- بده دیگه ...
بازم صدایی نیومد. آروم سرم رو از لای در بیرون بردم که ببین کجا رفته. به محض بردن سرم به بیرون از حمام صدای قهقهه ی آریان هم به هوا رفت و گفت:
- خجالت نمی کشی؟ رفتی اون تو کف بازی؟ قیافه اش رو ... بیا بیرون دیگه ... واست لباس آماده کردم رو تخت ... حتما بپوشش.
تو دلم گفتم:
romangram.com | @romangram_com