#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_361


- قول؟

لبخندی زد و گفت:

- قول

قدم هام رو تند کردم و گفتم:

- باشه. میریم. پیش به سوی خوش گذرونی ...

واسه اینکه حرصم رو در بیاره پوزخندی زد و گفت:

- خوش گذرونی که نه ... پیش به سوی خاموش کردن حس فضولی پریناز خانوم

چون به جایگاه رسیدیم وقت نشد اعتراضی بکنم. آریان بلیط ها رو تهیه کرد و به طرف اسکله رفتیم و سوار قایق شدیم. لباس مخصوصی رو پوشیدم و آریان واسم گره ها و کمربند هاش رو محکم کرد. حالا که پای عمل بود داشتم کم می آوردم. با خودم گفتم:


romangram.com | @romangram_com