#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_340

خندیدم و گفتم:

- نکن قلقلکم میشه.

سرش رو چسبوند به صورتم و گفت:

- واقعا؟

گرمم شد. سعی کردم جو شوخی که بینمون بود رو به هم نزنم چون با توجه به حرفایی که آریان شب گذشته زده بود ممکن بود واسم گرون تموم شه. قهقهه ای زدم و گفتم:

- ا نکن ... صورتت ته ریش داره اذیت میشم.

به ویلا رسیدیم. سرش رو نزدیک آورد و گفت:

- کلید رو از جیبم بیرون بیار. انقدر هم دروغ نگو دماغت از اینی که هست دراز تر میشه پینوکیو. من صورتم رو قبل از اینکه راه بیفتیم اصلاح کردم.

با کلی سرخ و سفید شدن کلید رو از جیب شلوارش بیرون کشیدم و انداختم توی در ولی متاسفانه چون هول شده بودم برعکس چرخوندم.

romangram.com | @romangram_com