#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_327


ذوق زده گفتم:

- واای ممنون عمـه جون.

همونطور که میوه پوست می گرفت گفت:

- خواهش می کنم عزیزم. راستی ...

یه قسمت از میوه ش رو خورد و ادامه داد:

- من این چند روز عید پیش داداش هستم چون هر جفتمون تنهاییم و از طرفی کسی بجز سیما رو ندارم که بیاد خونم. اگه خواستی کلید خونه ات رو بذار که اگه گلدون داری آب بدم واست.

ایول دمش گرم.از جا بلند شدم و از روی اپن کلیدی رو که دیشب آریان بهم داده بود رو برداشتم و به عمه دادم.

تشکر کرد و کلید ویلا رو بهم داد و گفت:


romangram.com | @romangram_com