#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_295


باز کردن موهام کار زیاد سختی نبود چون بیشتر قسمت هاش رو باز کرده بودم. باخیال راحت رفتم رو تخت دراز کشیدم که در زده شد و بدون اینکه من بگم: «بفرمایید» آریان سرش رو مثل چی انداخت زیر و وارد اتاق شد.

نمی دونم چی می خواست بگه که با دیدن تیپ تابلو من یادش رفت و گفت:

- پری این لباس ها چیه پوشیدی؟

دست به سینه ایستادم و گفتم:

- چشه؟ خب همین یه شلوار رو آورده بودم. نصف لباسام هنوز خونمونه.

زد زیر خنده و گفت:

- هیچی پس منم برم یه لباس خواب بپوشم آقامون بدش نیاد.

با این حرفش اول خجالت کشیدم ولی باز دو تاییمون زدیم زیر خنده ... نمی دونم امشب چی شده بود که انقدر می خندیدیم. بین خندیدنش گفت:


romangram.com | @romangram_com