#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_255


- قابل نداره خواهرم بیست تومن؟

برق از کله ام پرید. بیست تومن؟ خوبه میگه خواهرم اگه نبودم چند می گرفت. حساب کردم و پیاده شدم. یاد سارا افتادم. دانشگاه که روز های نزدیک به عید به هم ریخته بود و هر کی هر موقع دلش می خواست نمی رفت. شاید سارا هم اومده اصفهان. گوشیم رو از تو کیفم بیرون آوردم. روشنش کردم و خواستم شماره سارا رو بگیرم که اسمش روی صفحه افتاد. صدای سارا توی گوشی پیچید.

- سلام پری خانوم. خوبی؟

- سلام سارایی. همین الان می خواستم باهات تماس بگیرم. ممنون. تو خوبی؟

سارا: آره جون خودت باور کردم. نه بابا صبح تا حالا اومدم دنبال مانتو واسه عید و پیدا نمی کنم.

- حالا که زوده هنوز. اصفهان نمیای؟

سارا: اصفهانم. گفتم زود تر بیام واسه کارای عروسی ...

- ا؟ چه خوب؟ عروسی؟ عروسی کی؟ می تونی بیای کوه صفه امروز رو با هم باشیم؟


romangram.com | @romangram_com