#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_122





همه با هم رفتیم داخل، دخترا دونه دونه رفتن و جلو هر کدوم به مقداری جریمه می شدن و بعدم تعهد می دادن و می رفتن نوبت به من رسید یه مرده پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود و داشت چیزی یادداشت می کرد، سربازه گفت:





ستوان نفر بعدی بیاد؟





بیاد





چقدر صداش آشنا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!





رفتم جلو سرشو بلند کرد واااااااااااااااااااااااا ااااااااااااای خدای من بدبخت شدم اینکه...

romangram.com | @romangram_com