#اعتراف_در_دقیقه_نود__پارت_133

من که ازرفتارکیان تعجب کرده بودم گفتم:

چیزی گفتید ؟

درحالی که بلند می شدتابره گفت:

راستی چیزی خوردی ؟

نه

خوب پاشوتامن میرم یه دوش بگیرم توهم وسایلت روجمع کن تاباهم شام بخوریم .چون منم چیزی نخوردم .

درحالی که ازلحن مهربونش وحرفاش داشتم شاخ درمی آوردم کیان واین حرفا .فک کنم امروزسرش به جایی خورده باشه

گفتم:

ولی من باید امشب کارهای تایپ مطالبی روکه تاحالاجمع کردم روتموم کنم تابمونه بقیه اش

ومتعاقب این حرف مشغول تایپ شدم که کیان به طرفم اومدودرحالی که لب تاب رومی بست گفت:

براامشب هرچی تایپ کردی کافیه .الان وقت شامه

ولی

romangram.com | @romangram_com