#عشقی_برای_کشتن_پارت_88

رز فقط سری تکون دادو هیچی نگفت...سهیل سوار شدو راه افتادن.
رسیدن خونه رز دراز کشید.
سهیل:مادرم میاد پیشت تا مراقبت باشه...منم میرم تا پیگیر بشم ببینم کی بهت زده.
_:برو کلانتری شکایت کن..من از این قضیه نمیگذرم سهیل..
سهیل پوفی کشیدوگفت:منم نمیگذرم...تو آروم باش.

رزچیزی نگفت. چند دقیقه بعد مادرش رسید. نگران بودو آشفته...معلوم بود که گریه کرده.





romangram.com | @romangram_com