#عشقی_برای_کشتن_پارت_105


شاهین:الو... سلام برادر عزیزم، حالت چطوره؟.
سهیل اخم کردوگفت:چی میخوای؟. _:آدم با برادرش اینجوری صحبت نمیکنه..
_:باز چه نقشه ای کشیدی که خوشحالی..؟. _:نقشه؟ نه..میخواستم ببینمت.
_:ولی من نمیخوام ببینمت...هرگز.

_: بهتره بیای...من زنگ زدم به زنت وبهش گفتم که اون مرد شوهر خواهرمون بوده وبهش گفتم که اگر میخواد بدونه که شوهرش چه آدم کثیفیه بیاد به جایی که آدرس دادم...اونم احتمالاً تو راهه...
سهیل جاخوردو گفت:شاهین تو...تو چیکار کردی؟. داد زد:تو چیکار کردی آشغال؟.
شاهین خندیدوگفت:اگر میخوای صحنه باشکوه ضایع شدنتو ببینی تو هم میتونی بیای به جایی که میگم.
آدرسو گفت .سهیل هم حسابی عصبانی شدو جوش آورد.


romangram.com | @romangram_com