#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_241
از چی دست بکشم...
بخدا قسم پا نشه...
خودمو میکشم...
چشاتو باز کن...
پاشو ببین اشکو تو چشمم....
تو رو خدا چشماتو باز کن....
پارمین_اقا ارمیا...
برگشتم بهش نگاه کردم...
یه برگه ای رو سمتم گرفت شبیه یه نامه بود...پارمین_خوندید نامه رو بیاید کارارو انجام بدیم......
با گریه دویید سمت بیمارستان....
اروم نامه رو باز کردم...از طرف محمد بود...
نامه رو باز کردم...
"سلام..
میدونم الان که داری این نامه رو میخونی من نیستم...ارمیا من شرمندتم...شرمندتم داداش...
دله،کاریش نمیشه کرد...دست خودم نبود...دست خودم نبود که دوستش داشتم...ولی قسم میخورم قسم میخورم که بهش بد نگاه نکردم....قسم میخورم.....
ارمیا...تو این نامه چیزایی نوشتم که واسه بقیه ننوشتم...ارمیا من خودم خواستم...خواستم جوری برم قلبم بمونه...دکتره گفته بود پیوندپ..قلب منو بدید به غزاله...بزار به ارزوم برسم....بزار به ارزوم برسم.....
مراقبشون باش...مراقب خانوم کوچولوم...نازلی کوچولوم باش...مراقب عشقم..(روش خط زده بود نوشته بود ابجیم)
romangram.com | @romangram_com