#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_233
لبخندی زدمو گفتم_دلم واس محمد تنگ شده....با بغض گفتم_نامرد ...نایستاد کخ ببینمش بعد بره امریکا....
_هیس...من از محمد مردتر ندیدم...
با چشمای اشکی بهش نگاه کردمو گفتم_پناهم بود...پناهم ...مثل دادش..
لبخندی زد و گونم بوسید...سرمو رو سینش گذاشتم...قلبم اروم گرفت...بخدا قسم.قلیم اروم گرفت
همونطور که سرم رو سینش بود گفتم_واسم اهنگ میخونی؟!...
_واست هر کاری میکنم...چی بخونم؟!...
+هر چی دوست داری....
سرمو بوسید ..شروع کرد به خوندن..:
دوست دارم نگات کنم
تا که بیحال بشم ..
تو ازم دل ببری
منم اغفال بشم
دوست دارم برای تو
باهمه فرق کنم
خودمو توی چشمات
یه تنه غرق کنم
با تو باشم غم چیه
romangram.com | @romangram_com