#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_231


رو شونش زدمو گفتم_مسخره...

با جیغ جیغ گفت_دست رو خواهر شوهرت بلند کردی....

با خنده گفتم_اوخخخ ببخشید خوهر شوهر...

السا ژستی گرفتو گفت_فدات.

یهو اخش در اومد....مهبا_گمشو...چندش...برو اونور جلو بچمو گرفتی....

با شکم گندش نگاه کردم با خنده گرفتم_چقدر گرد شدی...

چشم غره ای رفت گفت_درد....خووو حاملم دیگه...

_اوچانم...چند ماهته؟!..

مهبا_8ماه...

_پس ماهای اخره...دختره یا پسر....

السا_دختره اسمشم میخواد بگیره محنا😐

مهبا_الان من دهن نداشتم بگم...

السا_خووو زودتر گفتم....

مهبا با خنده گفت_فضول مسخره...

رضا_به زن من توهین نمودی؟! .

مهبا_اره فرمایش..

رضا سرشو خاروند گفت_هیچی چاکر ابجی...

romangram.com | @romangram_com