#عشق_تو_پناه_من_پارت_577

نذار یدونه برادرم...جای پدرم....

همه کسم....

از پیشم بره....

اون تازه عاشق شده....خداااااااااااااااا

بس کنید جستجو....

ای دریغ از سفر...

با من از او بگو...

با بالا رفتنه صدای جیغه دستگاه سراسیمه سرشو از رو دستاش بلند کرد....

ضربان نداشت!!!

چرا اون خط داشت صاف میشد؟

چه خبر بود؟

اینا کین دارن هولش میدن بیرون؟

نگاش رفت سمته کاوه وداد زد

-خدااااااااااااااا


romangram.com | @romangram_com