#عشق_تو_پناه_من_پارت_480

دست پاچه شده بود...

-نرجس بریم دکتر...زنگ بزنم نوید؟

چنان برگشتم سمتش که خودش کوبید رو سرشو گفت

-خاکه عالم خواهر!!!

بلند زدم زیره خنده...که باعث شد از درد به خودم بپیچم!!!

گریم گرفته بود...نه ازدرد بلکه دل تنگی... دلم مادر میخواست...دلم میخواست مادرم زنگ بزنه بهم...باهام حرف بزنه!!!ارومم کنه!!!

-نرجس...نرجس...پاشو بریم دکتر...بلند شد...

-خاک تر سره من...کاره منه خره!!!

-محمدطاها...چته؟طبیعیه...برو یه مسکن برام بیار...

-اخه هیچی نخوردی؟معدت خالیه!!!

همون موقع صدای تلفن اومد...

محمدطاها کلافه گفت

-تو رو کم داشتم...

تلفنو جواب داد


romangram.com | @romangram_com