#عشق_تو_پناه_من_پارت_462

خانومم تویی بارونم تویی عاشق شو دلم ارومم

تویی خانومم تویی بارونم تویی عاشق شو دلم ارومم

تویی

بعد از اینکه کلی شاباش گرفتیم...بالاخره نشستیم که اعلام کردن موقع شامه...تازه یادم افتاد نمازمو نخوندم...

چون وضو داشتم تو گوشه محمدطاها گفتم

-میشه بریم نمازمو بخونم؟

خندیدو گفت

-صبر کن وضو بگیرم...

دوتایی رفتیم بالا...محمدطاها کتشو دراورد و رفت جلو تر از من وایساد منم شنلمو سرم کردم و شروع کردم به خوندن...

البته نا گفته نماند وقتی سرمو میاوردم پایین فکر میکردم الان همه موهام میوفته پایین!!! ولی من حالیم نبود باید از خدا تشکر میکردم واسه همه چی!!!

وقتی سلامه نمازمونو دادیم...

-قبول باشه...

برگشتم دیدم فیلم بردارمونه...

-واقعا عالی بود فیلمشو گرفتم...


romangram.com | @romangram_com