#عشق_تو_پناه_من_پارت_458
بالاخره رفتیم بالا...رفتیم سراغه جایی که برای ما حاضر شده بود...
که چندتا پله بالا تر بودیمو مهمونا پایین...
میدونه رقصم روبه رومون...
محمدطاها اروم گره شنلمو باز کردو دراوردمش...
نگام افتاد به خونه...واقعا عالی بود...
همه جا به بهترین نحو تزئین شده بود...
حدود سیصد نفر خانوم رو صندلیا نشسته بودنو داشتن دست میزدن...
مائده ومحدثه هم داشتن وسط میرقصیدن...
بعداز نیم ساعت محمدطاها رو کشیدین بیرونو سامیه اومد کنارم نشست...
اون طرف معلوم بود غوغاست چون دی جی تکون میخورد کاوه رو صدا میزد!!!
چند لحظه بعد محدثه با مائده اومدنو منو کشیدن وسط...
بعدم با دخترا دورم حلقه زدنو من با تک تکشون رقصیدم...
واقعا عالی بود همه چیز تو خوابمم همچین عروسی رو فکر نمیکردم...
بعداز اینکه با همه خوب رقصیدم نشستم...
romangram.com | @romangram_com