#عشق_تو_پناه_من_پارت_410

گرفتو گفت

-پاشو...

بلند شدم...چادرو باز کردو انداخت رو سرم...

یه دفعه کاوه داد زد

-لیلیلیلیلیلیللیلییییییی....

همه براش خندیدنو گفت

-چیه مگه خنده داشت؟

نشستم محمدطاها هم دستمو گرفت وگفت

-نرجس جان الان حسه خر کیف شدن بهت دست داده مثله من یا نه؟

خندیدم که صدای داده سامیه بلندشد

-خودم میگم همین که گفتم

مائده دست به کمر وایسادو گفت

-داداشه منه ها!!!

کیمیا اخماشو کشید تو هم


romangram.com | @romangram_com