#عشق_تو_پناه_من_پارت_323
-با کماله میل اقا...
رفتم جلو واسه اولین بار من پیش قدم شدم...
ته ریشش باعث شد صورتم قلقلک بیاد!!!
تا اومدم عقب سرمو انداختم پایین که باعث شد بلند بلند قهقه بزنه!!!
دستشو گذاشت رو گونشو گفت
-نرجسی کاشکی قبلش یه ندا میدادی...ما هم امادگیشو داشتیم.
پرویی نثارش کردمو کوله پشتیمو گذاشتم رو شونمو پیاده شدم....
اونم پیاده شدو درارو قفل کرد گوشیشو گرفت تو دستشو اومد کنارم...
همونجور که دستمو میگرفت گفت
-از این به بعد هرروز میایم امامزاده صالح تا تو تشکر کنی...وای اگه بریم مشهد چیکار میکنی؟؟؟
-خیلی پرویی!!!
-بریم که با همین کارات مارو دیونه کردی!!!
راه افتادیمو کنارهم از همه مغازه ها گذشتیم وگفتیمو خندیدیم...
ماشالله انقدر بی حیا شده بود که نگو هر حرفش یه دور سرخو سفیدم میکرد!!!
romangram.com | @romangram_com