#عشق_تو_پناه_من_پارت_300
لبخندزدم
-بیا بخور مسخره بازی درنیار!!!
-چشم بریز ببینم چی شده؟فقط یه چیزی میشه لوبیا هاشو جدا کنی من دوست ندارم!!!
-وا بچه ای مگه؟؟؟
چشمک زد
-جون من!!!
ظرفشو کشیدم سمته خودمو لوبیا هاشو با چنگالو قاشق جدا کردم واونم خیره خیره نگام کرد!!!
ظرفو بلند کردمو گذاشتم روبه روش
-بیا بخور...
قاشقو برداشتو شروع کرد...با هر قاشق قربون صدقه ام میرفتو...میخندیدو تعریف میکرد...
انقدر ازدسته مسخره بازیاش خندیدم که حدنداشت!!!
محمدطاها وقتی حالش خوب بود وعصبی نبود...عالی بود بهترین بود...فقط خدا کنه همیشه ارامش داشته باشه!!!
بعد از خوردنه ناهار با لحنه لوتی گفت
-پاشو ظرفا رو بشور ضعیفه!!!
romangram.com | @romangram_com