#عشق_تو_پناه_من_پارت_292

-مائده بقیش باتو من برم ببینم داداشت چی میگه!!!

با مسخره بازی گوشیو گرفتم

-سلام...

صدای شادش باعث شد لبخند بزنمو تو دلم بگم خدایا شکرت...

-سلام نرجسیه من!!!مارو نمیبینی خوشی؟

-بله خوبم...خسته نباشی...

-سلامت باشی...چه خبر؟اوضاع امنو امانه فرمانده؟

با لحنه خودش ادامه دادم

-بله خدا روشکر...رئیس بزرگ منزلو ترک کرده به همراهه معاونش..ما سه تا هم خونه رو خراب کردیم...

بلند بلند خندید ومن ضعف رفتم این ور...

-بچه پرو به به ننه من میگی رئیسه بزرگ...زبون دراوردیا نرجس...

-از همنشینی با بعضیاست.

-مگه دستم به اون سامیه نرسه...

-منظورم که به سامیه نبود...منظورم شخصه دیگه ای بود!!!


romangram.com | @romangram_com