#عشق_تو_پناه_من_پارت_289

سامیه جیغ زدو نمایشی زد تو صورتش

-وای خدا مرگم بده الان مادرشوهر گرام میاد پوست از سرت میکنه!!!

سریع بلند شدمو دوییدم سمته مائده که رفته بود تو اشپزخونه ودوره خودش میچرخید!!!

-مائده چته خب؟

-وای دیرشد...مامان یه ساعت دیگه میاد چیکار کنیم؟

-خب تو برنج بشور...میگم لوبیا استانبولی دارین؟

-ها؟اره اره...تو فریزر هست...

همونجور که استینامو میزدم بالا گفتم

-خب بیار بیرون درست کنیم دیگه!!!بعدم دادزدم

-سامیه نشین اونجا پاشو بیا کمک!!!

سامیه هم اومدو با یه حرکت پرید رو اوپن نشستو گفت

-من حاضرم!!!

-درده حاضری...سیب زمینی کجاست؟

-پشته سرت!!!


romangram.com | @romangram_com