#عشق_تو_پناه_من_پارت_277

یه مبله تک نفره سفیدم تو اتاق بود...

درکل اتاقه فوقه خوشگله بود...

-بسه هرچی دید زدی اتاقمو!!!برو دراز بکش دیگه جون تو تنت نیست!!!

هولم دادسمته تختو گفت

-من میرم پایین لباسامونو بیارم...توهم مانتوتو دربیار!!!





رفت پایین منم یکم دیگه اطرافو دید زدم همون موقع تقه ای به درخورد و مائده وسامیه سرشونو اوردن تو

-خوش میگذره بانو؟

خندیدم

-بیاین تو!!!

دوتایی اومدن تو...

سامیه نشست رو تخت کنارم...ومائده هم نشست رو مبل...

مائده همونجور که با دستاش بازی میکرد گفت


romangram.com | @romangram_com