#عشق_تو_پناه_من_پارت_250
-...
خم شدم
-اینو بخور اروم شو...جونه من...
سرشو اورد بالا و لیوانو ازدستم گرفت...
وقتی دستشو اورد جلو دستش داشت میلرزید...
اشکامو کنترل کردم...
یکم خوردو داد دستم
-تا اخرش بخور...
-تو بخور رنگت پریده...لیوانو نگه داشت جلوی دهنمو منم یکم خوردم.
یکم که سکوت کردیم...
عمو گفت
-محمدجان پسرم الکی انقدر حرص نخور با دادو بیداد هیچی درست نمیشه که....
محمدطاها-عمو من موندم چه جوری پیدامون کرده!!!
همون موقع گوشیش زنگ خوردو جواب داد
romangram.com | @romangram_com