#عشق_تو_پناه_من_پارت_231
-موهات خوشگله ها...
نگاش از رو صورتمم اومد پایین تر...
اب دهنمو قورت دادم داشتم زیر نگاه ریز بینش اب میشدم...
یه دفعه سریع نگاشو گرفتو دراز کشیدو گفت
-پاشو شلوارتم عوض کن راحت باشی منم دارم میخوابم کاری باهات ندارم.
بعدم پشتشو کرد بهم...
اروم بلند شدمو از تو کمد یه شلوار راحتی برداشتم...با سرعت برق وباد داشتم عوض میکردم که محمدطاها گفت
-بپا گیر نکنه تو پات کله ملق شی رومون.
سریع کشیدمش بالا وگفتم
-تو نترس.
نشستم کنارشو گفتم
-محمدطاها...
همونجور که چشماشو بسته بود گفت
-هوووم...
romangram.com | @romangram_com