#عشق_تو_پناه_من_پارت_201

همون موقع درخونه باز شدو یه نفر خودشو انداخت تو خونه...

ازهمونجا هم داد زد

-وای داداش طاها...

یه دختره قدبلند بودکه لباس مدرسه پوشیده بود دویید سمته محمدطاها....

وقتی رسید بهش کنارش وایساد...

محمدطاها دستشو برد جلو گفت

-چه طوری سامیه خانوم؟

دختری که حالا فهمیدم همون سامیه است که کیمیا ازش تعریف میکرد دسته محمدطاها رو فشردو دویید سمته من...

-وای خدایا کیمی میگفت خیلی خوشگله ها من باور نمیکردم...خوبی نرجس؟

تعجب کرده بودم یه دفعه بغلم کردو تند تند ماچم کرد...

-سلام...

-وای داداش اینو از کجا تور کردی کلک؟

محمدطاها هم خندیدو گفت

-بذار برسی بعد این جوری فک بزن.


romangram.com | @romangram_com