#عشق_تو_پناه_من_پارت_194

-ببخشید نمیخواستم اونجوری محکم بزنم ولی ترسوندیم!!!

-مرسی...

-خواهش میشه خواستی بگو بازم بزنم...

لبخندزدمو گفتم

-خیلی خوبی محمدطاها...مرسی که هستی!!!

-ساکت شو دیگه بابا الان از خودم درمیام بیا جمع کن.

-اِِِ

-خب قربون صدقه ام برو خانوم.

-اصلا بیخیال حرف تو گوشت نمیره!!!کجا میری؟

راهنما زدو پیچید تو کوچه....

-الان که داریم میریم خونه کاوه اینا وسایلامو بردارمو ماشینشم بذارم خونه...

-خب بعدش...

-اهان مشکل همون بعدشه ما جای نداریم بریم چه غلطی کنیم عزیزم؟

عاشق اینجور حرف زدنش بودم که میخواست هرکاری کنه تا حالو هوام عوض شه درحالی که خودش داغون تر از منه!!!


romangram.com | @romangram_com