#عشق_تو_پناه_من_پارت_149
-همش تقصیره منه...
کیمیا اومد کنارمو نشست پیشم
-عیبی نداره ایشالله فردا میرین با مادرش صحبت میکنین...ما هم یه عروسی میوفتیم.
کاوه-کیمیا نرجس خانومو ببرلباس بهشون بده!!!
-نه نمیخواد.
کاوه چشمک زدو گفت
-برو ابجی...این ابجی اصلیمه ها باهم خواهر میشین برو.
لبخند زدمو دنباله کیمیا که تند تند دستمو میکشید راه افتادم.
سربه زیر گفتم میشه من برم حموم چون تنم نجس شده...
با لبخند گفت
-اره عزیزم برو قربونت برم.
لباس زیرامو گذاشتم کنارتا خیس نشه...بعدشم سریع دوش گرفتمو لباسایی که ازش گرفتمو پوشیدم که یه پیرهن ابی بود با یه شلوارلیه مشکی ویه مانتو مشکی یه شاله سبزم ازش گرفتمو گذاشتم سرم...
واومدم بیرون...
تو اتاق چشمم به یه عکس افتاد که امیرو کیمیا کناره هم بودن غلط نکنم زنو شوهرن.
romangram.com | @romangram_com