#عشق_تو_پناه_من_پارت_130

هولش داد کنارو گفت

-من اومدم خواستگاریه نرجس.

یه دفعه بابا دادزد

-برو بیرون.

دهنم خشک شده بود همه نگاشون به محمدطاها بود.

نادر بازم اومد جلو گفت

-دیر کردی پسر...نرجس دیگه زنه منه.

محمدطاها پوزخندی زدو گفت

-اوه زنه تو؟برو بابا...

چیکار داری میکنی محمدطاها؟

داری همه چیو بهم میریزی؟

نادر یقشو کشیدو گفت

-گمشو بیرون تا فکه خوشگلتو پایین نیاوردم.

بازم بهش پوزخند زدو گفت


romangram.com | @romangram_com