#عشق_و_تقدیر_پارت_209

من که همینجوری با تعجب داشتم نگاش میکردم... بچه ها این با من بود؟؟ چشمکی زد و گفت :

-ببینم شیطون...نکنه خبریه؟؟ با کی قرار داری کلک؟!!!

ای خدا ببین چه تهمتی میزنه...تو بگو من اهل این کارام؟؟ من از اون خانواده هاشم؟؟!!

لبخندی زدم و گفتم :

-بس کن...سوگند اومده دنبالم بریم یکم بگردم .. شب دیر برمیگردم... منتظر نباشید...

با لبخند گفت :

-باشه عزیزم... شوخی کردم. برو خوش بگذره بهت...

من: میخوای با ما بیای؟؟

-نه عزیزم...تو برو من خسته ام.

خدافظی کردم و رفتم دم در که دیدم جنسیس سوگند جلوی دره... یاد اولین دیدارمون افتادم. با خنده سوار شدم و با هم دیگه رفتیم تیراژه و یکم خرید کردیم. و بعدشم رفتیم آرایشگاه و سوگند موهاشو کوتاه کرد که این عملش با فحش هایی که من بهش میدادم همراه بود!! بعدشم رفتیم سولاریوم و بعدش چون خسته بودم ازش خواستم بریم خونه. اونم اومد خونه ی ما و گیر داد که الا و بِلا باید برای من پیانو بزنی. منم قبول کردم و با هم رفتیم توی اتاق موسیقی من و نشستم روی صندلی مخصوص پیانو و گفتم :

-خب..چی دوست داری بزنم برات؟

-اممممم... آهنگ «بدون تو» ی زانیار خسروی رو بزن...

اهمی کردم و...:


romangram.com | @romangram_com