#عشق_و_تقدیر_پارت_179
در به دره غزل فروش منم که گیتار میزنم
با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار میزنم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت به سرنوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق منو تو
به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو
وقتی تموم شد چند تا آهنگ شاد هم زدم و بچه ها شروع کردن به رقصیدن و مسخره بازی.... سپهرم یکی دوتا آهنگ زد و برگشتیم باغ...
یک ساعتی گذشته بود که دنیا یا همون به قول خودمون مامانم رو به بابام گفت :
-امیر؟؟
-جانم؟؟!!
-امیر درسا میگه اگه موافق باشید تا سه روز دیگه بمونیم اینجا... نظرت چیه؟
-نمیدونم من کاری ندارم اگه دوست داری میتونیم بمونیم... تو چی میگی رها؟؟
من: نه قربون دستت من باید برم بابا کلی کار دارم...
romangram.com | @romangram_com