#عشق_و_تقدیر_پارت_178
دفتر نت م رو باز کردم و گذاشتم جلوم و شروع کردم:
غربت من هرچی که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگی این نفسای آخره
وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر میشم
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم
این اخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
باید برم باید برم باید که بی تو بپرم
اخ که چه سنگین میزنه این نفسای آخرم
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی
گلایه هامو میتونی از توی چشمام بخونی
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم
romangram.com | @romangram_com