#عشق_و_تقدیر_پارت_171
-سلام دوستم خوبی؟!
جواب دادم:
-مرسی توخوبی؟
سوگند: آره... کجایی؟
-الان تو کافی شاپم ولی بعدش میخوایم بریم لواسون همگی... میای؟
منتظر جوابش بودم که همون پسره اومد و سفارشمو آورد. تشکری کردم و مشغول شدم... سوگند هم گفت که نمیاد. آخیش...سیر شدم. خداییش خیلی عالی بود قهوه اش...یادم باشه از این به بعد بیام اینجا. بلند شدم و رفتم دم صندوق و حساب کردم و بعدشم سوار ماشینم شدم و راه افتادم... وقتی رسیدم در کمال تعجب و ناباوری ماشین سپهر نبود. سریع ماشینو یه جا پارک کردم و پریدم پایین. رفتم داخل و به همه سلام کردم. هستی رو کشدم کنار و گفتم :
-هستی سپهر کجاست؟؟
-ای درد...بذار برسی
-أأأأأه جواب منو بده
-اوه اوه اعصاب مصاب هم که دیگه تعطیل...
یه جوری نگاش کردم که سریع گفت :
-کاری براش پیش اومده فردا میاد.
-باشه مرسی...
romangram.com | @romangram_com