#عشق_شيطون_من_پارت_190
سرموتکون دادمونشستم
حالم اینقدر بد بود که هر موقع احتمال داشت باز خون از بینیم بیاد
روهام:خوب آرتام این روناکه شاگرد خنگ من و رو به من گفت:اینم آرتام داداش من که از چندسال پیش رفت آمریکا
داداش?
داداش روهام?
وای خدایا?
صدام میلرزید به زور گفتم:خو....خوشبختم
روهام نگام کرد که ی لبخند کم جون زدم
روهام:روناک قراره فرداشب مامان اینارو سورپریز کنیم
بالارفتن آدرنالین خونمو حس میکردم
romangram.com | @romangram_com