#عشق_شيطون_من_پارت_189
وای خدایا
دستام شروع کرد به لرزیدن و طپش قلبم رفت بالا
اونم همونجورمات منونگاه میکرد
سرم گیج میرفت
روهام:روناک و رو به آرتام گفت:همومیشناسین?
آرتام به خودش اومد و با دست پاچگی گفت:نه نه چیزه این خا...خانم خیلی شبیه ی خواننده ای بود ماتش شدم
روهام خندیدو زد رو شونه آرتام
مردمک چشمم ازروی آرتان ی میلی مترم جا به جا نمیشد
دستوپام یخ زده بودن
روهام:روناک نمیشینی تا من باهم آشناتون کنم
romangram.com | @romangram_com