#عشق_کیلویی_چند_پارت_80
من : پس تیسا چی ؟
شهریار : من هستم
من : خوب باشه مرسی خدافظ
اپاما
من : بچه ها سوار شید
سوار فراری خوشکلم شدیم البته فقط منو هیلا رها پالیز سوار زدفور رها شدن و پسرا هم فراری سامی با فرسام رادوین شروین با لامبورگینی شروین
حرکت کردیم زنگیدم به رها
من : رها با سرعت جت میای باید سرنیم ساعت راه دوساعته رو بریم پسراهم خودشون میان
رها : ok بریم عشقم
و...
پامو تا اخر رو گاز فشار دادم عقربه سرعت رفت رو 410 پسرا با اینکه ماشینشون چیزی از ما کم نداشت اما عقب افتادن والا مثل ما نیستن که به فکر جونشونن
در عرض دقیقه رسیدیم خخخ فکر کن چجوری رفتیم
همزمان گوشی چهارتامون زنگید
به هم نگاه کردیم جواب دادیم همین که دستمو رو صفحه کشیدم ای داد سامی اومد
سامی : دختره سر خود این چه وضع رانندگیه هااااااا؟می دونین سرعتتون چقدر زیاد بود
بدون اینکه جواب بدم قطع کردم والا پسره گاو به چه حقی سرم داد زد
romangram.com | @romangram_com