#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_352


پسر ها هم اومدن کنارمون

رادوین : دخترا مراقب خودتون باشید میرید شرکت

پالیز با خستگی ادامه داد : اره

رادوین : فدات بشم من عزیزم اصلا نخوابیدی

تیسا : اره باو مردیم بیچاره روشا پاشا شهید شدن که

سامی : من خوبم روشا پاهاشم درد میکنه اول برین درمونگاه ببندن پاهاشو

رها : اره بریم سریع تر بیایم تا 8 باید شرکت باشیم

من: شما پسرا برید

فرسام : مراقب باشید دخترا

من : باشه برید دیگه خدافظ

شهریار : انقدر بی حاله که

شروین : اره مام بریم دیگه

همه خدافظی کردیم راه افتادیم اول رفتیم درمونگاه پای آپاما رو بخیه کردن

بستن بعدم راه افتادیم سمت شرکت

7/45 دقیقه رسیریم

شریف لوان جانی دم در بودن همچنین توت فرهنگی خخخ منشی شرکت اون دختره که با ما قبول شد بودن


romangram.com | @romangram_com