#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_312


هیلا هم پشت سرم

واقعا صحنه کریحو چندش اوری بودبا یاد اوریش واقعا

حالم بد میشه

بعد از طی یک مسیر نسبتا طولانی به کمربندی رسیدیم

راهنما زدم ماشینو کشیدم ب*غ*ل

بدون حرفی پیاده شدم

رفتم میش ماشینه هیلا زدم به شیشه

هیلا : چی شد ؟

من : به پسرا زنگ بزنیم یه جا همو ببینیم عکسارو نشونشون بدیم

تیسا : چرا الان

من : چون دیر میشه

اصلا ولش خورم زنگ میزنم

ام میلرزید هنوز حالم بد بود

گوشیمو در اوردم شماره رو گرفتم

من : سلام آبتین

شروین : سلام یاسی چرا ات گرفته گلم؟ چیزی شده ؟


romangram.com | @romangram_com