#عشق_کیلویی_چند_پارت_311
ای کاش
سرد خونه پر بود از مرده پر از مرده
یعنی اخر بی رحمی بود اخرش
عکسارو گرفتم حالا انبار تاریک تاریک بود
رفتیم اتاق بعدی
هه یکی از یکی بدتره اونجا پره دست پا بود
عکسا رو گرفتم رو به اپاما کردم
اپاما : اینا دیگه کین ؟عوضیا عکساتو گرفتی بریم
بوی خون میداد اونجا حالم داشت دگرگون می شد
دوون دوون رفتیم بیرون این دفعه از در
چپ راستو نگاه کردم که......
__سی
رها (یاس )
رفتیم سمت بچه هانشستم تو ماشین
بدون اینکه بهشون اجازه حرف زدن بدم
پامو فشار دادم رو گاز
اعصابم خط خطی بود مثل جت میروندم
romangram.com | @romangram_com