#عشق_کیلویی_چند_پارت_278
بالاخره فهمیدم
من : خوب خوب باز چی ؟
جانی : هیچی بریم سراغ کارمون
یا جد سادات?😩😰
وای اینو چیکار کنم چرا بیهوش نمی شه
همین طوری افتاده بود روم سر صورتمو میکاوید
دستاشو اورد جلو یقه سارفونمو جر داد
از ترس نمی دونستم چیکار کنم
یهو دستاشو اورد بالا که ....
_ازده
پالیز ( سرمه )
از ترس نمی دونستم چیکار کنم
یهو دستاشو اورد بالا که ..
از هوش رفت
آخیش
آخ کثافت
romangram.com | @romangram_com