#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_266


برنجو برداشتم با چنگال بشقابو تا حلق پر کردم

...

__شیش

پالیز ( سرمه )

برنج برداشتم با چنگال بشقابو تا حلق پر کردم

جوجه گوجه رو ریختم رو برنج

اولین چنگالو اوردم بزارم تو دهنم که چشم خورد به جانی

چنان با تعجب دهن باز نگام میکرد انگار داشت آدم فضایی میدید

خو اخوی تو خل چلی به من چه یا برنج نمی اوردی یا اوردی یه قاشق میزاشتی تنگش

یکدفعه دیدم یه چیزی به سمتم دراز کرد

بیشتر توجه کردم دیدم قاشقه?😑

سرمو برگردونم دیدم سه تا قاشق ب*غ*ل بشقابمه?😑🎈

خاااااااااک یعنی خاااااااااااااااااک تو سرم

یه لبخند ملیح زدم قاشقو از دستش گرفتم ایندفعه مثل ادم شروع کردم به خوردن ...

بعله خوشبختانه غذا رو ابرو مندانه به پایان رسوندم

جانی هم غذاش تموم شده بود با اون چشاش داشت نگام میکرد .


romangram.com | @romangram_com